پشت نیمکت

دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش کنیم آباد

خدا و نور

خرداد۱۷

آدمی همیشه گرسنه است…

و آنچه آدمی را سیر می کند نان نیست،نور است

و نور تنها نزد خداست

سفره خدا همیشه پهن است

ولی

دور آن چقدر خلوت!!!

posted under شعر و ادبیات 54 بازدید •  No Comments »

در حوالی بساط شیطان

فروردین۲۵

دیروز شیطان را دیدم.در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود و فریب میفروخت.مردم دورش جمع شده بودند هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر می خواستند.توی بساطش همه چیز بود غرور حرص دروغ و خیانت جاه طلبی و قدرت.هر کس چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد بعضی ها تکه ای از قلبشان را میدادند و بعضی ها پاره ای از روحشان را.بعضی ها ایمانشان را میدادند و بعضی ازادگیشان را.شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم میداد حالم را به هم میزد دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم.
ادامه مطلب …

posted under شعر و ادبیات 113 بازدید •  No Comments »

معجزه

دی۱

مثل کبریت کشیدن در باد
دیدنت دشوار است
من به معجزه باور دارم
می کشم آخر، چوب کبریتم را در باد
هر جه بادا باد!!

posted under شعر و ادبیات 137 بازدید •  No Comments »

!به دنبال زیبایی باش

مرداد۲۷

بودن،

رفتن به دنبال زیبایی است،

حتی آن گاه که زیبایی تو را به لبه ی پرتگاه می کشد؛

و هرچند او بال دارد و تو بی بالی،

و هر چند او از فراز پرتگاه خواهد گذشت،

به دنبال او رفتن است ،چرا که هر جا زیبایی نباشد،

هیچ چیز نیست!

posted under شعر و ادبیات 54 بازدید •  No Comments »

میان پر و آب

تیر۲۳

میان پر و آب

دوستی فصل قشنگیست

پر از لاله سرخ

دوستی قدرت تلفیق شعور من و توست

دوستی حس عجیبی است

میان پر و آب

رنگ آن مثل خداست

posted under شعر و ادبیات 61 بازدید •  No Comments »

روز زن و مادر مبارک باد

خرداد۲۴

تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشتِ آرزو ره یافتن هر نفس شهدی به ساغر داشتن

روز،در انواع نعمت ها و ناز، شب بتی چون ماه در برداشتن.

صبح، از بام جهان چون آفتاب، روی گیتی را منوَر داشتن

شامگه، چون ماه رویا آفرین، ناز بر افلاک و اختر داشتن!

چون صبا در ” مزرع سبز فلک” بال در بالِ کبوتر داشتن

حشمت و جاهِ سلیمان یافتن، شوکت و فرِّ سکندر داشتن.

تا ابد در اوج ِ قدرت زیستن مُلکِ هستی را مسخّر داشتن؛

بر تو ارزانی، که ما را خوش تر است لذتِ یک لحظه: مادر داشتن.

فریدون مشیری…

اشعار زیبای دیگر در مورد مادر در ادامه مطلب

ادامه مطلب …

posted under شعر و ادبیات 659 بازدید •  No Comments »

مادر

خرداد۲۳

yellow flower

صبح ها مادر من برای گل زرد
یک سبد آب می برد ،
من برای دهان تماشا
میوه کال الهام می برم…

posted under شعر و ادبیات 66 بازدید •  No Comments »

یک شعر از برتولت برشت

خرداد۲۲

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

سرانجام به سراغ من آمدند

هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

posted under شعر و ادبیات 102 بازدید •  No Comments »

همه با هم برای اعتلای ایران و ایرانی

خرداد۲۱

ایران من

 

نام جاوید وطن/ صبح امید وطن

جلوه کن در آسمان/ همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
/ شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان/ همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم/ که هم آواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم

بشنو سوز سخنم/ که نوا گر این چمنم
همه جان و تنم
وطنم، وطنم، وطنم، وطنم
همه با یک نام و نشان/به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان/ ز صلابت ایران جوان

ادامه مطلب …

posted under شعر و ادبیات 197 بازدید •  ۲ Comments »

oh, Great Spirit

خرداد۲۰

 Great Spirit

Oh, Great Spirit

Whose voice I hear in the winds

And whose breath gives life to all worlds,

Hear me!

I am small and weak,

I need your strength and wisdom.

Let me walk in beauty, and make my eyes

Ever behold the red and purple sunset.

Make my hands respect the things you have made

And my ears sharp to hear your voice.

Make me wise so that I may understand the things

You have taught my people.

Let me learn the lessons you have hidden

In every leaf and rock.

I seek strength, not to be greater than my brother,

But to fight my greatest enemy- myself.

Make me always ready to come to you

With clean hands and straight eyes.

So when life fades, as the fading sunset

My spirit may come to you

Without shame.

posted under شعر و ادبیات 56 بازدید •  No Comments »

مسافر

خرداد۲۰

مرا به وسعت تشکیل برگها ببرید

!و من مسافرم ، ای بادهای همواره
مرا به وسعت تشکیل برگ ها ببرید
مرا به کودکی شور آب ها برسانید
و کفش های مرا تا تکامل تن انگور
پر از تحرک زیبایی خضوع کنید
دقیقه های مرا تا کبوتران مکرر
در آسمان سپید غریزه اوج دهید
و اتفاق وجود مرا کنار درخت
بدل کنید به یک ارتباط گمشده پاک
و در تنفس تنهایی
دریچه های شعور مرا بهم بزنید
روان کنیدم دنبال بادبادک آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید
حضور “هیچ” ملایم را
…به من نشان بدهید

posted under شعر و ادبیات 81 بازدید •  ۱ Comment »

دعوت به همکاری

از دوستانی که تمایل دارند تا در نوشتن مطالب علمی در این وب سایت همکاری کنند لطفا با ایمیل زیر تماس بگیرند info@poshtenimkat.com برای اطلاعات بیشتر این لینک را مشاهده فرمایید: دعوت به همکاری

عضویت در سایت

عضویت در خبرنامه

صفحه گفتگو

آخرین نظرات

آرشیو مطالب

آمار سایت

خوانندگان فیس بوک